نویسندگان:
ژیلا ترابی زاده, مختار محمدیان روشن , مهران قهرمانی
کلیدواژه ها :
چكيدهسابقه و هدف : در چندین مطالعه نقش ارزشمند رنگآمیزی مجدد، روی برشهای رنگزدائی شده بیوپسیهای پروستات و نمونههای سیتولوژیک کارسینوم سلول اسکواموس ریه مشخص شده است ولی مطالعه روی نمونههای بافتی سرطان ریه اندک است. از آنجائیکه در برخی موارد به دلیل کوچک بودن نمونههای بیوپسی ریه امکان برشهای مجدد بافتی جهت کارهای تشخیصی تکمیلی وجود ندارد و نیز نمونهگیری مجدد بیماران اقدامی تهاجمی و پر مخاطره است، هدف از این مطالعه مقایسه شدت رنگ پذیری مارکر p63 بین برشهای مجدد و برشهای رنگزدائی شده نمونه بیماران مبتلا به سرطان ریه بود.مواد و روش ها : در این مطالعه توصیفی گذشتهنگر، تعداد 100 عدد لام و بلوک از نمونههای بیماران مبتلا به سرطان ریه انتخاب شد و سپس از هر کدام از بلوکهای مربوطه دوسری برش تهیه شد .یک سری توسط مارکر p63 به روش ایمونو هیستوشیمی رنگآمیزی شد و در سری دوم رنگآمیزی هماتوکسیلین ائوزین روتین انجام شد؛ سپس هر کدام از لامهای هماتوکسیلن و ائوزین H&E) (که در سری اول باp63 رنگ گرفته بودند، توسط هیدروژن پراکسید 6 درصد در متانل مطلق (20دقیقه) به طور مساوی در فواصل زمان بندی شده دو تا 10 ماهه رنگ زدائی و متعاقباً رنگآمیزی مجدد با مارکر p63 جهت مقایسه با سری اول انجام شد. یافته ها : ریزش بافت مشاهده نشد. در 3 مورد با اتمام بافت مواجه شدیم و 23 مورد عدم رنگ پذیری مشاهده شد. 66 مورد نمونهها کارسینوم سلول اسکواموس بودند که 93/93 درصد آن با مارکر p63 رنگ گرفتند. مقایسه شدت رنگپذیری p63 بین برشهای مجدد و رنگ زدائی شده در دو ماهه اول، نشان داد که 34/53 درصد موارد، رنگپذیری مشابه و 66/46 درصد موارد کاهش رنگپذیری مختصر داشتند و هیچ مورد منفی مشاهده نشد. در فاصله 10-2 ماه 98/38 درصد رنگپذیری مشابه و 77/45 درصد کاهش رنگپذیری قابل توجه داشتند و 25/15 درصد منفی شدند. در فاصله زمانی 10-2 ماه نگهداری لامها، اختلاف معنیداری بین برشهای مجدد و رنگ زدائی شده وجود داشت(p<0.01).استنتاج : با توجه به نتایج مطالعه و مقایسه آن با مطالعات قبلی روی بافتها و مارکرهای دیگر، بنظر میرسد رنگآمیزی مجدد روی برشهای رنگ زدائی شده در دو ماهه اول قابل انجام و بعد از آن کارایی کمتری دارد. بدیهی است این مسئله میتواند در رابطه با استفاده از تکنیک ایمونو هیستو شیمی در نمونههای بسیار کوچک بیماران مبتلا به سرطان ریه که امکان تهیه برش مجدد در آنها نیست، بسیار حائز اهمیت باشد. واژههای كليدي: p63 ، ایمونوهیستوشیمی، رنگ زدائی مولف مسئول: دکتر فرشاد نقش وار- ساری، بلوار امیرمازندرانی، مرکز آموزشی درمانی امام خمینی E-mail: farshad.naghshvar@yahoo.com1. متخصص پاتولوژی، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مازندران 2. متخصص پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی مازندرانEتاريخ دريافت : 14/12/86 تاريخ ارجاع جهت اصلاحات : 25/2/87 تاريخ تصويب : 19/1/88
نویسندگان:
زهرا کاشی, علی شریف پور, ژیلا ترابی زاده
کلیدواژه ها :
چكيدهسابقه و هدف : کم کاری تیروئید يكي از شايعترين بیماریهای غدد داخلی است. کمبود هورمون های تیروئید ممکن است رشته های عصبی و عضلانی، سيستم ريوی و تهویه آلوئولی را تحت تاثیر قرار دهد. هدف از این مطالعه بررسي تأثیر لووتيروكسين، برعملكرد سيستم تنفسي بيماران مبتلا به هيپوتيروئيدی مراجعه كننده به درمانگاه بیمارستان امام خميني بوده است.مواد و روش ها: این مطالعه به روش كارآزمايي باليني روی 50 نفر از بیماران مبتلا به هيپوتيروئيدي مراجعه كننده به درمانگاه غدد بيمارستان امام خميني ساری درسال 86- 1385 انجام شد. پس از اخذ شرح حال و معاینه بالینی، آزمایش عملکرد تیروئید شامل T4و TSH، آزمایش گاز های خون شریانی (ABG) ، عکس قفسه سینه و اسپيرومتری گرفته شد. اندکس های اسپیرومتری شامل FVC ،FEV1 ، FEV1/FVC ، FEF 25-75و PEF ثبت شد. سپس بیماران تحت درمان با قرص لووتيروكسين (μg/kg 6/1) قرار گرفتند. پس از اصلاح کم کاری تیروئید مجددا معاینه بالینی ، تستهای تیروئیدی و اسپیرومتری انجام شد. نتایج با استفاده از آزمون آماری Paired t-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: 50 بیمار زن مبتلا به هیپوتیروئیدی 45- 15 ساله با میانگین سنی 4/13± 98/34 بررسی شدند. اندکس های ABG اندازه گیری شده قبل و بعد از درمان در محدوده نرمال قرار داشتند و تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود. میانگین FVC و FEV1 و FEV1/FVC و FEF 25-75و PEF قبل و بعد از درمان به طور معني داري متفاوت بود (به ترتيب02/0 P= و 005/0P= و 007/0P= و 002/0P= و0001/0P= ). استناج: نتایج نشان داد که درمان هیپوتیروئیدی با لووتیروکسین می تواند اثرات بسیار خوبی بر عملکرد ریوی و معیار های اندازه گیری شده در اسپیرومتری داشته باشد. واژه های كليدي : هیپوتیروئیدی، لووتیروکسین، اسپیرومتری، عملکرد ریوی E اين تحقيق طي شماره 83-85 در شوراي پژوهشي دانشگاه ثبت شده و با حمايت مالي دانشگاه علوم پزشكي مازندران انجام شده است. مولف مسئول : دکتر عذرا اخی: ساری، بلوار امیرمازندرانی، مرکز آموزشی درمانی امام خمینی- بخش داخلی Email:zr_akha@yahoo.com 1. فوق تخصص غدد و متابولیسم، استادیار گروه داخلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران 2. فوق تخصص ریه، استادیار گروه داخلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران3. فوق تخصص غدد و متابولیسم ، دانشیار گروه داخلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران4. متخصص پاتولوژی، دانشیار گروه پاتولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران Eتاريخ دريافت : 25/4/87 تاريخ ارجاع جهت اصلاحات : 29/5/87 تاريخ تصويب: 22/8/87
نویسندگان:
زهرا کاشی, فرشاد نقش وار , عذرا اخی, محمدحسین شهیدی
کلیدواژه ها :
مقايسه كفايت نمونه هاي تهيه شده از ندول تيروئيدي به روش نمونه گيري سوزني ظريف باآسپيراسيون،بدون آسپيراسيون و استفاده توام از دو روش ژیلا ترابی زاده +* (M.D.) زهرا کاشی ** (M.D.) فرشاد نقش وار * (M.D.) عذرا اخی ** (M.D.) محمدحسین شهیدی *** (M.D.) علیرضا خلیلیان **** (Ph.D.) سابقه و هدف: بيماريهاي تيروئيد یکی از مهمترین بیماریهای غدد مترشحه داخلی به شمار میرود. نمونهگيري سوزني ظريف با آسپيراسيون (FNA) غده تیروئید به عنوان اولين قدم بررسی ندولهای تیروئید شناخته شده است. كفايت نمونههاي به دست آمده، براي تشخيص صحيح آسیب شناسی ضايعات گرهي اهميت ویژهای داشته و يكي از مهمترين مسائلي كه بر كفايت نمونه تاثير ميگذارد، صدمه و خونريزي بافتي ناشي از آسپیراسیون در انجام FNA است. به نظر میرسد با استفاده ازنمونهگيري سوزني ظريف بدون آسپيراسيون(FNNA) این مشکل تاحدی برطرف خواهد شد. هدف از این مطالعه بررسي مقايسه كفايت نمونههاي تهيه شده از ندولهای تيروئيدي به دو روش FNA و FNNA بوده است.مواد و روشها : اين مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی، بر روی 200 نفر از بیماران مبتلا به گره تیروئید مراجعه کننده به درمانگاه غدد بيمارستان امام خميني(ره) ساری، در سال 86- 85 انجام شده است. براي هر يك از بيماران پس از معاينه و شرح حال دقيق و انجام سونوگرافی تیروئید، نمونهگيري به هر دو روش FNA و FNNA در يك زمان و توسط يك متخصص انجام شد. سپس میزان کفایت نمونهها در هر دو روشها بر اساس پنج معيارمربوط به سیستم امتیازدهی مایر (Mair scoring system) توسط یک متخصص آسیب شناسی مورد بررسی قرار گرفت. کلیه اطلاعات جمعیت شناختی و نتایج سونوگرافی، اندازه و تعداد گره، خونريزي زمينهاي، ميزان سلولاريته، ميزان استحاله سلولي، درجه صدمه سلولي و حفظ اجزاء سلولي و همچنین مجموع امتیازات حاصله ثبت شد. با استفاده از نرمافزار SPSS (11) و آزمون آماری ويلكاكسون، دو روش از نظر کفایت نمونه مورد مقایسه قرار گرفتند.يافتهها : 200 بیمار شامل189 نفر زن /94 درصد) و 11 نفر مرد(5/5 درصد) با میانگین سنی 3/12± 36/43 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی سلول شناسی نمونهها نشان داد که در مجموع در روش FNA ، 26 مورد (13 درصد) از نمونهها نامناسب برای تشخیص، 97 مورد (5/48 درصد) مناسب برای تشخیص و با کفایت و 77 مورد (5/38 درصد) مناسب و با کفایت بالا بودند. در روش FNNA نیز 32 مورد (16 درصد) از نمونهها نامناسب برای تشخیص، 96 مورد (48 درصد) مناسب برای تشخیص و با کفایت و 72 مورد (36 درصد) مناسب و با کفایت بالا بودند. با استفاده توام از دو روش FNA و FNNA در 9 مورد (5/4 درصد) نمونه غیر قابل تشخیص و در 191 مورد (5/95 درصد) نمونه به دست آمده مناسب برای تشخیص بود و این اختلاف در مقایسه با هر کدام از روشها به تنهایی، از نظر آماری معنیدار بود (0001/0P=). میانگین مجموع امتیازات متغیرها در روش FNA 3/2±82/5 و در FNNA 4/2±70/5 بود که این اختلاف نیز از نظرآماری معنیدار نبود. همچنین در هیچ یک از متغیرها نیز اختلاف بین دو روش از نظر آماری معنیدار نبود.استنتاج : درمطالعه حاضر برتری استفاده از روشFNNA نسبت به FNAمشاهده نشد با اینحال به نظرمیرسد استفاده توام از دو روش نمونهگیری FNA و FNNA ، کارایی نسبتا خوبی در تشخیص آسیب شناسی ضایعات تیروئید داشته باشد. چكيده